خرید بک لینک

شورش فرمانده تاجیک طالبان؛ شکاف قومی و خطر یکپارچگی
يکشنبه 25 مرداد 1405
الوقت- دکتر رویا موفق، کارشناس افغانستان و آسیای مرکزی: در آستانه ششمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، خبر نافرمانی و شورشِ یک فرمانده تاجیک‌تبار طالبان در ولایت بدخشان در شمال‌شرق افغانستان، اذهان تحلیلگران را به خود جلب کرد.

«جمعه‌خان فاتح»، از فرماندهان بانفوذ طالبان در بدخشان، که پیش‌تر از سِمت معاونت والی طالبان در ولایت زابل استعفا داده بود، در ولسوالی «نسی» بدخشان علیه نیروهای طالبان قندهاری دست به اسلحه برد. او روز چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ در یک پیام صوتی از افراد خود و مردم خواست جنگ علیه طالبان را آغاز کنند.

یادداشت

درگیری میان نیروهای طالبان و افراد جمعه‌خان فاتح شبِ سه‌شنبه در ولسوالی نسی آغاز شد و منابع محلی از کشته شدن دست‌کم ۵ تن از طالبان قندهاری در این درگیری‌ها خبر دادند. این رویداد، که با بازگشت جمعه‌خان فاتح از کابل به بدخشان همراه شد، تنها یک شورش ساده نبود؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف عمیق قومی و ساختاری در درون طالبان است که می‌تواند آینده این گروه را با چالش‌های جدی مواجه کند.

یکی از مهم‌ترین عواملی که به این نارضایتی دامن زده، خلع سلاح و بازداشت فرماندهان تاجیک‌تبار توسط رهبری پشتون‌نشین طالبان است.

در تیر ۱۴۰۳، طالبان «حاجی غلام‌حسین»، یک فرمانده تاجیک‌تبار را در ولسوالی چاه‌آب ولایت تخار بازداشت و ۳۵۰ نفر از نیروهای او را خلع سلاح کرد. این فرمانده که از سال ۱۳۹۵ با طالبان همکاری داشت و در کنترل معادن طلای چاه‌آب نقش داشت، بدون ارائه هیچ دلیلی بازداشت شد.

این نخستین بار نیست که طالبان فرماندهان غیرپشتون خود را در ولایات شمالی خلع سلاح می‌کند؛ پیش از این نیز شماری از فرماندهان ازبک‌تبار در فاریاب و تخار بازداشت شده بودند. این اقدامات، که به باور بسیاری با هدف تضعیف نفوذ فرماندهان محلی و تقویت جایگاه رهبری قندهار صورت می‌گیرد، پیام روشنی به تمام نیروهای غیرپشتون طالبان دارد که در این ساختار جایگاه واقعی ندارند.

بدخشان در ماه‌های اخیر به کانون اصلی تنش‌های درون‌گروهی طالبان تبدیل شده است. شورش جمعه‌خان فاتح، که با خلع سلاح نیروهای او توسط «تاج‌میر جواد» معاون رئیس استخبارات طالبان آغاز شد، به درگیری‌های گسترده‌ای انجامید که وزیران دفاع، کشور و رئیس استخبارات نیز از آن بی‌خبر بودند. این نا‌هماهنگی در بالاترین سطح رهبری، نشان‌دهنده شکاف عمیق میان شورای قندهار و شورای کابل است.

هم‌زمان با این درگیری‌ها، گروه تازه‌تأسیس «سپاهیان میهن» نیز برای ساعاتی مرکز ولسوالی یفتل پایین را تصرف کرد که بر حساسیت وضعیت امنیتی در این ولایت افزود. بدون شک هم‌زمانی درگیری‌ها در شهر زیباک، تحولات یفتل پایین و صعود اختلافات داخلی طالبان، نشان‌دهنده پیچیده‌تر شدن وضعیت امنیتی در بدخشان است.

در همین ارتباط مسلم شیرزاد، فعال سیاسی افغانستانی در گفتگو با تارنمای اتحادنیوز در مورد «خشم طالبان تاجیک»، گفت که طالبان پشتون، طالبان تاجیک را به حاشیه رانده و تحقیر کرده‌اند و در صورت سرپیچی از دستورات، آنان را با برچسب «داعش» از میان برخواهند داشت. عبدالحمید خراسانی، از فرماندهان پنجشیری طالبان، نیز در یک فایل صوتی از آنچه خلع سلاح «طالبان غیرپشتون» در شمال‌شرق کشور خواند، سخن گفت و مدعی شد که با طالبان فارسی‌زبان برخورد تبعیض‌آمیز می‌شود. این اظهارات حاکی از آن است که نارضایتی از تبعیض قومی، به یک گفتمان فراگیر در میان نیروهای تاجیک‌تبار طالبان تبدیل شده است.

بخش مهمی از نارضایتی طالبان تاجیک، به انحصار پست‌های کلیدی توسط پشتون‌ها، به‌ویژه حلقه قندهار، بازمی‌گردد. مطابق گزارش کمیته فنی تحریم‌های شورای امنیت، رهبری طالبان در قندهار به دنبال تقویت جایگاه و نفوذ خود بر طالبان غیرپشتون است. این انحصار، که در توزیع مناصب ارشد نظامی و اداری به‌وضوح دیده می‌شود، به منبع اصلی نارضایتی فرماندهان تاجیک تبدیل شده است. به‌گونه‌ای که حتی برخی از دستورات رهبر طالبان، از جمله ممنوعیت کشت خشخاش در بدخشان، به دلیل این اختلافات نادیده گرفته شده است. این بی‌اعتنایی به دستورات رهبری، نشان‌دهنده آن است که شکاف قومی به حدی رسیده که انسجام فرماندهی را تهدید می‌کند.

رویکرد تبعیض‌آمیز رهبری طالبان، بی‌اعتمادی عمیقی را میان نیروهای غیرپشتون ایجاد کرده است. خلع سلاح فرماندهان تاجیک، بازداشت آنان بدون ارائه دلیل، و نادیده گرفتن سهم آنان در پیروزی‌های نظامی طالبان، همگی به این بی‌اعتمادی دامن زده است. فرماندهان تاجیک احساس می‌کنند که در ساختار قدرت طالبان، نقشی فرعی و حاشیه‌ای دارند و هرگاه که رهبری قندهار احساس خطر کند، اولین قربانیان آنان خواهند بود. این بی‌اعتمادی، که ریشه در سال‌ها تبعیض ساختاری دارد، به یکی از جدی‌ترین چالش‌های پیش روی یکپارچگی طالبان تبدیل شده است.

اختلافات درون‌گروهی طالبان تنها به مسائل قومی و سیاسی محدود نمی‌شود؛ منابع مالی و اقتصادی نیز نقش مهمی در تشدید این تنش‌ها دارند.

در بدخشان، درگیری‌های خونینی بر سر معادن طلا رخ داده که به کشته شدن دست‌کم ۱۵ نفر انجامیده است. در ادامه درگیری مسلحانه دیگری بین فرماندهان محلی طالبان بر سر حق استفاده از علفچر (چراگاه دام) در ولسوالی جرم بدخشان رخ داده که به مداخله و حمایت فرماندهان ارشد طالبان از طرفین دامن زده است.

مطابق گزارش منابع محلی، این درگیری حدود دو هفته ادامه داشته و در جریان آن بیش از ۱۰۰ رأس گوسفند تلف شده‌اند. جالب آنکه «فصیح‌الدین فطرت»، رئیس ستاد ارتش طالبان، که حدود ۵۰۰ رأس گوسفند در علفچرهای این منطقه دارد، برای محافظت از دام‌های خود، ده‌ها فرد مسلح را در این ساحه مستقر کرده است. این مبحث حاکی از آن است که حتی بالاترین مقامات نظامی طالبان نیز در مناقشات محلی بر سر منابع، جانب‌داری می‌کنند و این امر بر شدت اختلافات می‌افزاید.

در کنار عوامل داخلی، برخی تحلیلگران بر این باورند که بازیگران خارجی نیز در تشدید این اختلافات نقش دارند. پاکستان که همواره از طالبان پشتون حمایت کرده، ممکن است در شرایط به‌روز به‌دنبال ایجاد اهرم‌های فشار بر این گروه از طریق فعال‌سازی جریان‌های مخالف باشد.

از سوی دیگر تاجیکستان که در پی درگیری‌های اخیر در بدخشان، یادداشت اعتراضی به طالبان ارسال کرده، نگران بی‌ثباتی در مناطق مرزی خود است. هم‌زمانی تحرکات نظامی مخالفان با تشدید تنش‌های مرزی افغانستان و پاکستان، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا بازیگران منطقه‌ای در پی بهره‌برداری از شکاف‌های درونی طالبان هستند؟ هرچند این گمانه‌زنی‌ها نیازمند شواهد بیشتری است، اما نمی‌توان نقش احتمالی همسایگان بدخشان را در تشدید یا مدیریت این بحران نادیده گرفت.

شورش فرماندهان تاجیک‌تبار طالبان در بدخشان، زنگ خطری جدی برای یکپارچگی این گروه است. آنچه در نگاه نخست یک درگیری محلی به نظر می‌رسید، در واقع نماد شکاف‌های عمیق قومی، سیاسی و اقتصادی در ساختار قدرت طالبان است. خلع سلاح فرماندهان، انحصار پست‌ها توسط پشتون‌ها، بی‌اعتمادی به نیروهای غیرپشتون، و درگیری بر سر منابع مالی، همگی نشان از یک بحران ساختاری دارند که رهبری طالبان تاکنون نتوانسته است به‌درستی آن را مدیریت کند.

در دو سه ماه اخیر، بدخشان به کانون اصلی این تنش‌ها تبدیل شده و تحولات آن بیانگر است که نارضایتی‌ها از مرحله اعتراض لفظی فراتر رفته و به درگیری‌های مسلحانه تمام‌عیار انجامیده است.

هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، با صدور حکم «باغی» برای جمعه‌خان فاتح و اعزام نیروهای ویژه به بدخشان، عملاً راه گفت‌وگو را بسته و رویکرد سرکوب را در پیش گرفته است. با این حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که جمعه‌خان فاتح در یازده منطقه از ولسوالی‌های درواز متحدان محلی دارد و آنان وعده همکاری در صورت درگیری گسترده را داده‌اند.

چشم‌انداز پیش‌رو حاکی از آن است که در صورت ادامه روند کنونی، طالبان با چالش فزاینده‌ای در حفظ انسجام داخلی مواجه خواهد شد. اگر رهبری قندهار نتواند به نارضایتی‌های فرماندهان تاجیک پاسخ دهد و ساختار قدرت را فراگیرتر کند، ممکن است شاهد گسترش این نافرمانی‌ها به سایر ولایات شمالی باشیم.

از سوی دیگر، بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نیز از این شکاف‌ها برای اعمال فشار بر طالبان استفاده خواهند کرد.

در چنین شرایطی، آینده طالبان نه در گرو توانایی نظامی آن، بلکه در گرو توانایی رهبری این گروه در مدیریت تنوع قومی و ایجاد یک ساختار قدرت فراگیر خواهد بود؛ امری که در فضای کنونی بسیار دشوار به‌نظر می‌رسد.

برچسب: نویسنده: مهران زمانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:06

صفحه بندی